نمیدونم که چه حالی دارم
یا شاید نمیدونم چطوری باید بگم
یا شاید بلد نیستم که بگم
دلم تنگه
نه دلتنگ یار و نه دیار
دلم تنگ کسی شده که همیشه برام نبودنش پر از ابهامه
او در میان ما نیست
او، نمیدونم کجاست
چیکار میکنه
او فراموش نشدنیه
او همدم دل خسته و اشک های نیمه شب منه
او رفته و مارو تنها گذاشته
او بی معرفت ترینه دنیای زشت منه
سالهاست
اون شب
از یادم نمیره
چقدر تلخ
چه صدای سوزی
و پایان قصه ای که هرگز به لحظات زيبايش نرسید
تورا همیشه در تموم وجودم احساس میکنم
تو رفتی
یه دنیا غم
یه دنیا غصه
یه دنیا عقده و ارزو
که فقط با بودن تو میشد که نباشن و تموم بشن
اما دیگه نمیشن
نمیدونم صدامو میشنوی یا نه
شاید هیچوقت بهت نگفته بودم
خیلی خیلی دوست دارم
خوب بخوابی مهربان ترین...
دل گیرم...ما را در سایت دل گیرم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 92