لحظه ی
شادی که گذشت
غصه هم میگذرد
"سهراب"
سهراب گمونم که دیگه قایق ساختن بی فایده باشه
باید کشتی ساخت میدونی
اینجا تنها و افسرده و فراری زیاده
خیلی صبر کردند که بگذرد اما نگذشت
الان همه فکر فرارند
چون حرف دیگه حرف قلب نیست,دل نیست
الان میشه به سادگی عاشق شد مثلا
و از اون ساده تر شبی زیر مهتاب
مثل سایه رفت و تنهایی را بر جا گذاشت
دل ها لنگ یک دوستت دارم واقعی اند
یکی بود میگفت
صادقانه دروغ میگویند
عاشقانه خیانت میکنند
کاش کاش دلها انقدر پاک و صاف بود
که برای گفتن یه دوست دارم ساده
نیاز به قسم خوردن نبود
دیگه اونم گذشت الان
قسم ها هم قلابی شده اند
شاید ما همه خدا را فراموش کرده ایم
شاید باید بیشتر از ساختن یه اینده
یه حال زیبا بسازیم
که توش ناراحتی نباشه,غم نباشه و دروغ نباشه
و اگر که شانس با ما باشد
یک تویه واقعی
بیاید و نرود و نشود خاطره
...
دل گیرم...ما را در سایت دل گیرم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 105